المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
279
مروج الذهب ( فارسى )
315 ذكر ملوك يونان و شمهاى از اخبارشان و آنچه كسان درباره مبدأ نسبشان گفتهاند . مسعودى گويد : كسان را درباره اقوام يونانى خلاف است گروهى بر آن رفتهاند كه نسب آنها بروميان ميرسد و به فرزندان اسحاق پيوستهاند گروهى ديگر گفتهاند كه يونان پسر يافث پسر نوح بود و جمعى بر آن رفتهاند كه مردم يونان از فرزندان آراش پسر ناوان پسر يافث پسر نوح بودهاند . گروهى ديگر بر آن رفتهاند كه آنها يك قوم قديمىاند و از روزگاران اول بودهاند . آنها كه پنداشتهاند نسب مردم يونان و روم يكى بوده و جد هر دو ابراهيم است اين توهم از آنجا كردهاند كه سرزمين دو قوم بيك جا بوده و وطن مشترك داشتهاند و خوى و مذهب دو قوم همانند بوده و خطائى كه در تعيين نسبشان رخ داده و پدر همه را يكى دانستهاند از اينجا بوده است كه به نظر محققان و اهل بحث راه صواب و طريقه تحقيق همين است . روميان در زبان و تأليف كتابهاى خويش پيرو يونانيان شدند به همين جهت بكمال فصاحت و زبان آورى نرسيدند و زبان روميان در ترتيب سخن و روش و تعبير و اسلوب گفتگو از زبان يونانيان ناقص - تر و ضعيفتر است . مسعودى گويد : علاقمندان اخبار متقدمان گفتهاند كه يونان برادر قحطان بود و از فرزندان عابر بن شالخ بود و چون از ديار برادر دور شد در اشتراك نسبشان ترديد رخ داد كه وى با جماعتى از فرزندان و كسان و همراهان خود از سر -